جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
6
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
آنست كه به چيزى همانندش كنند و از آنچه تشبيهگران و منكران در بارهاش گويند والاتر و بالاتر است » در اين گفتار على بلاغت را به انتها رسانيده و جناس و تضاد و ترصيع را هنرمندانه در سخن به كار برده ، نه آنكه بخواهد شعرى بسرايد و سجعى بسازد و لفظى بپردازد بلكه ، ذات خداى را در تجليات گونهگونش ستوده و ستايش را در ابعادى متضاد نمايش داده و فلسفه و عرفان و علم را بهم درآميخته و مفاهيم برين ما ورائى را با معجزهء كلام در قالب هنرمندانهترين سخنورى روزگار فرو ريخته است . درست نگاه كنيد واژههاى پنهان ، آشكار ، ديده ، دل ، بلندى ، نزديكى ، ناتوانى خرد ، توانائى شناخت ، اقرار منكران اشتباه تشبيهگران ، چنان براى شناخت پروردگار به خدمت گرفته شدهاند كه انسان در اين فراز و نشيبها و تضادها و ابعاد گونه - گون بحيرت مى افتد و بهيجان مى آيد و موسيقى و آهنگ كلام هم نيرومندترين استدلالهاى فلسفى را به صورت ترانهاى درمى آورد كه تارهاى گوش و دل را بنغمه مى آورد هم در انديشه فرو مى رود و هم قلب را بطپش مى افكند . آنجا كه خداى را به آگاهى رازهاى پنهان مى ستايد ، سخن از غيب و ما وراء مى گويد كه خدا خود پنهان است و به پنهان ها
--> ( 1 ) - ترجمهء خطبه 49 نهج البلاغة